close
تبلیغات در اینترنت
شعر کهن
فقط وعده شنیدم

12 بهمن
به مناسبت سی امین سال
بازگشت به میهن

نامه به والی
سی سال من چه دیدم ؟
فقط وعده شنیدم !...
خود را نثار کردم
بلا به جان خریدم !

قصاص خوشخیالی
حبسم در این حوالی

به جای شیر ، سرکه !
به جای یار ، هرکه !
پاداش ؟ وهم من بود 
دائم به زیر تر که ...

قصاص خوشخیالی
حبسم در این حوالی

به جای داد ، سرهنگ
نقٌاشِ رنگ و ارژنگ
عاری ز هرچه خوبی است
حاکم به ضرب اردنگ
 
قصاص خوشخیالی
حبسم در این حوالی

بیهوده در تباهی
شاعر ، ولی شفاهی
ارزش ندارد این فکر
جان ؟ قیمتش دوشاهی

قصاص خوشخیالی
حبسم در این حوالی

برای خلقِ کاهل
خِرَد ندارد حاصل
جمعی علیه عاقل
ماتمسرای کامل ...

قصاص خوشخیالی
حبسم در این حوالی

آنان دریده چون غول
به عشق خلق مشغول
هر ظالمی است فاعل
 بیچاره خلق مفعول

قصاص خوشخیالی
حبسم در این حوالی

دیدن ؟ جریمه دارد !
گفتن ؟ هزینه دارد !
حمٌام عهد بوق است
عُفنِ خزینه دارد ...

قصاص خوشخیالی
حبسم در این حوالی

ایشان اجنٌه هستند ...
از عیش و نوش مستند
در عشق خون شاعر
شمشیر از رو ببستند

قصاص خوشخیالی
حبسم در این حوالی

گرداد را نوشتی
« ضدٌ » ی یکی پلشتی
ما دلق خود بشوئیم
تو آب عُفن طشتی !

قصاص خوشخیالی
حبسم در این حوالی
....
تا ... درد خود نویسم 
« بی آدرس » به والی

لینک ثابت
درباره : شعر کهن ,
بازدید : 74
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

سالروز تولد شاعر


سالروز تولد شاعر
بسم ربٌ العظیم ، هو ، قادر

آمده است بر زمین که هبوط
پدرش در نماز و مام ، قنوت

شکرلله که گریه می کند او
باخبر هست از غم و بند او

قدم اوٌلش به زاری هست
خبرش از جهانِ خواری هست

ابتدا متهم به اینکه : « کثیف » ؛
چاق و چلٌه ست یا که زار و نحیف

آب داغش کنند استقبال 
قند و قنداق و ملحفِ یک شال

نام او چیست ؟... اوٌل کار است
بر پدرهست ، گو زاسرار است

قبل از آن است نوبتِ  تکبیر
گوش چپ ، گوش راست ، هردو صفیر

که خدا  اکبر  است و غیر از او
«  وحده لا اله الٌا هو  »

چون ز خیر ولی است باشد « علی »
قسمت دومش « رضا » ست ولی

آیت اللهی است فامیلش
گر بدانی تو عدٌه ی ایلش !

همه در یزد یا که تهران اند 
گاه در هجر خاک ایران اند

بهتر این است کاو شود خاموش
تو به تبریک سهل و ساده بکوش
 
متشکر شود به بیش ز پیش 
به در آید ز فکر عهد پریش

خاکِ راهم ، تو بر سر بامی
به دو چشمم نهاده ای گامی ...

لینک ثابت
درباره : شعر کهن , مثنوی ,
بازدید : 67
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

گرانی

 

گرانی ...


آی آدم ها ! شما کاینجا نشسته شعر می خوانید

عید نزدیک است و من مخمور ، می دانید ؟

گرانی کرده بیداد و دلم ناشاد

چگونه این پریده رنگ من را هم نمی خوانید ؟

 

گروه : کهن

نوع : چهارپاره

رده : اجتماعی ( اقتصادی )

نام : گرانی کرده بیداد

شاعر : علیرضا آیت اللهی

تاریخ : اسفند 1348

مکان : تهران

ویرایش نشده

منتشر نشده

 

لینک ثابت
درباره : شعر کهن , چهارپاره ,
بازدید : 60
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بنشین سر جایت !

 ...خانه ی دل

به خانه دلِ من گر تو می نهی پایت

به گویش « الله » باش ! و نه « آیت » !

نبین فتاده ئی به غم خویشتن مشغول

تفقدی بنما و بنشین سر جایت !

 

گروه : کهن

نوع : چهار پاره

رده : هجویه

نام : خانه ی دل

شاعر : علیرضا آیت اللهی

تاریخ : فروردین 1347

مکان : کوی دانشگاه تهران

ویرایش نشده

منتسر نشده

 

لینک ثابت
درباره : شعر کهن , چهارپاره ,
بازدید : 65
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : خانه ٫ دل ٫ الله ٫ بنشین سرجایت ,
لعنتی

لعنتی ، بی پدر ، سگ هار است

 

خلق و خویش مثالِ یک مار است

 

گروه : کهن

 

نوع : تک بیت

 

رده : هجویه

 

نام : لعنتی

 

شاعر : علیرضا آیت اللهی

 

تاریخ : تابستان 1343

 

مکان : باقی آباد یزد

 

لینک ثابت
درباره : شعر کهن , تک بیتی ,
بازدید : 50
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


قالب وبلاگ