close
تبلیغات در اینترنت
مثنوی
سالروز تولد شاعر


سالروز تولد شاعر
بسم ربٌ العظیم ، هو ، قادر

آمده است بر زمین که هبوط
پدرش در نماز و مام ، قنوت

شکرلله که گریه می کند او
باخبر هست از غم و بند او

قدم اوٌلش به زاری هست
خبرش از جهانِ خواری هست

ابتدا متهم به اینکه : « کثیف » ؛
چاق و چلٌه ست یا که زار و نحیف

آب داغش کنند استقبال 
قند و قنداق و ملحفِ یک شال

نام او چیست ؟... اوٌل کار است
بر پدرهست ، گو زاسرار است

قبل از آن است نوبتِ  تکبیر
گوش چپ ، گوش راست ، هردو صفیر

که خدا  اکبر  است و غیر از او
«  وحده لا اله الٌا هو  »

چون ز خیر ولی است باشد « علی »
قسمت دومش « رضا » ست ولی

آیت اللهی است فامیلش
گر بدانی تو عدٌه ی ایلش !

همه در یزد یا که تهران اند 
گاه در هجر خاک ایران اند

بهتر این است کاو شود خاموش
تو به تبریک سهل و ساده بکوش
 
متشکر شود به بیش ز پیش 
به در آید ز فکر عهد پریش

خاکِ راهم ، تو بر سر بامی
به دو چشمم نهاده ای گامی ...

لینک ثابت
درباره : شعر کهن , مثنوی ,
بازدید : 66
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


قالب وبلاگ