close
تبلیغات در اینترنت
مورجه ای بود که خنجر کشید !
  مورچه ای بود که شمشیر زد          فوق ندانسته ، به آن زیر زد ! آنکه عمو گفت : عجب ! پشٌه بود ؟  بی ادبی کرده به این میر زد ! چنان که افتد و دانی اندر ممالک مشرق الاوسط مورچه ای از معبری الهی میگذشت که دیپلم افتخاری از روباهی که کلاغی دیده بود در چنته داشت . فیلی را در مقابل…
مورجه ای بود که خنجر کشید !

 

مورچه ای بود که شمشیر زد          فوق ندانسته ، به آن زیر زد !

آنکه عمو گفت : عجب ! پشٌه بود ؟  بی ادبی کرده به این میر زد !

چنان که افتد و دانی اندر ممالک مشرق الاوسط مورچه ای از معبری الهی میگذشت که دیپلم افتخاری از روباهی که کلاغی دیده بود در چنته داشت . فیلی را در مقابل دید که وی به راه فیلانه ی خود به سوی مخازنی از نفت و گاز می رفتی ! . مورچه سینه سپر کرد ! ، شاخ کشید و شانه کشید و چشم غُرٌه رفت و گرد و خاک به پا کرد که به چه جرئتی بر سر راه ما چون خَسَکی بیمقدار سبز شده ای ؟! ؛  بزنم به دهانت که تمام ایمپلنت هایت بریزد ؟ یا شمشیری سامورائی وار بر فرقت بزنم ؟ . فیل بخند ید که البته توانی زدن ! ؛ امٌا بالاغیرتا" هرچه دیگر میزنی بزن و حرف نزن ! .

مورچه را که تخصصی جز حرف زدن ، فحش دادن ، تهمت زدن ، افتراء بستن ، غلط اندای ، فرافکنی ، و... خالیبندی ورجز خواندن نبود از این حرف خوش نیامد و زد و زد و زد تا به ناگاه خود را زیر پای فیل بدید ! که همچنان خونسرد و بی خیال به راه فیلانه ی خود ادامه می داد . پس مورچه فریاد برآوردی که حال که ذرٌه ای از قدرت ما را دیدی پس چرا نمُردی ؟!!. فیل را عربده مورچه ، که یک میلیارد برابر بیش از اندازه ی جثٌه ی وی بود ، به گوش رسید . پس تبسمی نموده گفت : بزرگوارا ! عرض کردم که هرچه می خواهی بزن ، به خصوص محض روی مبارکت زور بزن ! ؛ امٌا حرف نزن ! که محل و مآوا و مسکن کنونی تو بر اثر همین حرفها هست و لاغیر !*

* برخی از قد مای متآخر نوشته اند که : « و نه چندان لاغیر ! » !   

شعرِ بیت اندر بیت

مورچه ای بود که خنجر کشید           پاشنه ی گیوهء خود ورکشید

گفت که دنیا همه ریز است و ریز       هیکل من مرتفع است و عریض

مشت به دندان و دهان می زنم          من همه تاکم دنیا یک مویز

گرچه ، مویز است درشت و قُدُر      این دنیا ریزتر از ریز ِ ریز

شرق نگو ، غرب نگو کوچک اند      من همه ظل الله و دنیا پشیز

آی ! نفس کش ! بنما چشم خود         آبروی خود به بر من مریز

مرجع هرچیز که حرف است و بس    حرف مزن ای کاپیتال مریض

آی...


بازدید : 53
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


قالب وبلاگ