close
تبلیغات در اینترنت
هریک جریده به کف گشته و خموش
از حاجبان پرده ی دربارِ ......ظالمان پرسیده ای چه سان شده احوال عالمان ؟ هریک جریده به کف گشته و خموش هریک به کنج خود بخزیده به الامان خورشیدها همه در پشت کوه تار خیلی ز شب پره ، عالم نما ، میان ای سفله ای که علم نداری و عالمی مقهور کرده حق و علم را به جهان روحت همه به ظلمت شیطان مکدر است جسمت فریبکار به الفاظ بی بیان بس خُدعه ای و به تزویر و خود پرست و این ظلم های همه روزه ات عیان از علم روز چه دانی به کار برد ؟ بسته کمر به دفع هر آن نخبه آریان آن رمل و جفر و خرافاتِ عین کفر علم اند ؟ یا که خدعه…
هریک جریده به کف گشته و خموش


از حاجبان پرده ی دربارِ ......ظالمان
پرسیده ای چه سان شده احوال عالمان ؟


هریک جریده به کف گشته و خموش
هریک به کنج خود بخزیده به الامان


خورشیدها همه در پشت کوه تار
خیلی ز شب پره ، عالم نما ، میان


ای سفله ای که علم نداری و عالمی
مقهور کرده حق و علم را به جهان


روحت همه به ظلمت شیطان مکدر است
جسمت فریبکار به الفاظ بی بیان


بس خُدعه ای و به تزویر و خود پرست
و این ظلم های همه روزه ات عیان


از علم روز چه دانی به کار برد ؟
بسته کمر به دفع هر آن نخبه آریان


آن رمل و جفر و خرافاتِ عین کفر
علم اند ؟ یا که خدعه و تزویر کاهنان ؟


بستی ره ترقی مردم به خدعه ات
در عین جهل و ظلم ، به ملبوس عالمان !


انداختی به مسیری که فقر مسلک ماست
ای در خرد فقیر و به دانش چو ابلهان


مرگت برای من همه فجر است و منتظَر
و این آرزو ... ، تو بر آور در این زمان



بازدید : 68
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


قالب وبلاگ